اولین روزی که دست سرنوشت ,
اولین روزی که دست سرنوشت ,
من و تورا روبروی یکدیگر قرار داد . . . .
هیچ گاه فکر نمی کردم که این چنین دیوانه وار ,
دوستت داشته باشم . . . .
و در غم جدایی تو ,
همچون سیاهه ای از خورشید خاموش ,
و همچون درخت خزان زده ای پژمرده گردم . . . .
ولی این سرنوشت بیان کرد که . . . .
در حقیقت:
چه بخواهیم و چه نخواهیم ,
باید روزی از یکدیگر جدا شویم . . . .
اگر روزی در کوچه قدیمی خاطراتم ورق زدی ,
مرا بیاد آور . . . .
و بدان که وجودم وابسته به توست . . . .
و پیوسته با تواست . . . .
من و تورا روبروی یکدیگر قرار داد . . . .
هیچ گاه فکر نمی کردم که این چنین دیوانه وار ,
دوستت داشته باشم . . . .
و در غم جدایی تو ,
همچون سیاهه ای از خورشید خاموش ,
و همچون درخت خزان زده ای پژمرده گردم . . . .
ولی این سرنوشت بیان کرد که . . . .
در حقیقت:
چه بخواهیم و چه نخواهیم ,
باید روزی از یکدیگر جدا شویم . . . .
اگر روزی در کوچه قدیمی خاطراتم ورق زدی ,
مرا بیاد آور . . . .
و بدان که وجودم وابسته به توست . . . .
و پیوسته با تواست . . . .
- ۸۹۸
- ۱۸ بهمن ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط