- عشق را لابلایِ

- عشق را لابلایِ
قوریِ بندزده، قندانِ گل سرخی و
استکانهای کمر باریک جا گذاشتیم
حالا مدام هایمان
کافه های تاریک
و قهوه های تلخ شدند
مزه ندارد عشقی که
چایی اَش قند پهلو نیست!
دیدگاه ها (۱)

‌- دلتنگی ، فصل نمی شناسدحتی اگر ،بانویِ اُردیبهشت هم باشی س...

..عشق تلخ.داستان از کجا شروع میشه یه روز مثل همیشه برای کار ...

Eight

پارت سیزدهم شب تا صبح برای نامجون مثل یک قرن گذشت. تمام شب ت...

### اپیلوگ: ردپای آرامش در شن‌های ساحلپنج سال بعد...صدای برخ...

### پارت ۱۰ (پایان): میراثِ نور در قابِ خاطراتسه سال. انگار ...

࣪˖ ִֶָ🍊شاید عشق واقعی، آن کسی نباشد که زندگی را برایت آسان م...

پارت پنج

#مافیا_عزیز_من#Part28عطر شکلات حالا کل فضای آشپزخونه رو پر ک...

درباره‌ی جهان:در آینده‌ای نه‌چندان دور، بشریت با کشفِ «کریست...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط