ناگاه به تب دچار شد لبهایم

ناگاه به تب دچار شد لبهایم
کم کم به رطب دچار شد لبهایم
آغوش نکردے بغلت کردم من
بوسیدمت و انار شد لب هایم
دیدگاه ها (۱)

.یـِه نـَفَرْ هـَسْکـِهْ بــایَدْ بــاشـہْ تــابــاشَمْبـایَ...

‏بعضے وقتا با صداے خودتون ؛اسم کوچیک خودتون و صدا بزنین ؛عجب...

منتظر-نباش همه درکت کنندفقط اشک‌هایت را سنگین تر مےکننداین ا...

اگه خواستے تکیه بدےنه به "چهره ها "اعتماد کن ؛نه به "زبون ها...

ارباب منPart22خانم بزرگ:خوبه دخترم تو اسم مادر چی بود لیا:...

همخونه اجباری... پارت 89."ویو جئون جونگ کوک"در بسته شد.تق......

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط