دست به “صورتم” نزن!

دست به “صورتم” نزن!
می ترسم بیفتد
نقاب خندانی که بر چهره دارم!
و بعد
سیل ِ اشک هایم “تو” را با خود ببرد
و باز
من بمانم و تنهایی...!!!
دیدگاه ها (۱)

ﻭﻗﺘﯽ ﺩﻭ ﻗﻠﺐ ﺑﺮﺍﯼ ﯾﮑﺪﯾﮕﺮ ﺑﺘﭙﺪ، ﻫﯿﭻ ﻓﺎﺻﻠﻪ ﺍﯼ ﺩﻭﺭ ﻧﯿﺴﺖ...

شب بخیر.

نخ داخل شمع از شمع پرسید:چراوقتی من میسوزم تو آب میشی?شمع جو...

همه فکر میکنند هر آنکس که زیباست مهربان است ...دریا زیباست و...

خنده‌ های تو کودکی‌ام را به من می‌بخشد .و آغوش تو آرامشی بهش...

پارت ۴۱پادزهر پیدا شد.اما یک مشکل وجود داشت.فقط خون من می‌تو...

رهایم نکن خدابدون تو دنیا عجیب جای ترسناکی‌ست،چقدر می‌ترسم ب...

آدمیزاد است و دلتنگیهایش...هر اندازه هم قلبش سرد باشد و در د...

دلی گرفته و چشمی به راه دارم منمخواه بی تو بمانم، گناه دارم ...

در تمام عصرهای تنهایی امنبودنت می شود تبِ جانسوز می آید و می...

دلم وقتی که می گیرد تو می آیی به دیدارمبه من آهسته می گویی "...

🍂🖇گاهی چایی‌ام را با خیالتشیرین می‌کنم گاهی دست در دستِ خیال...

𝕯𝖗𝖊𝖆𝖒 𝖜𝖎𝖙𝖍 𝖒𝖊²⁰افسوس که تمام روابط انسانی نیاز به نوعی نقاب ...

شاید بیایی...اما نه از آن راهی که چشم‌هایم هر شب به انتظارش ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط