دلم کمی لایک میخواد, اما نه برای خودم, برای اون مادری که
دلم کمی لایک میخواد, اما نه برای خودم, برای اون مادری که با شستن لباسهای مردم پول پس انداز میکرد تا دخترش رو عروس کنه, اما امروز با اخرین مانده اون پول هم دارو خرید تا شاید سرطان یک روز بیشتر به دخترش اجازه زنده موندن بده
خدا جون لایک تو رو میخواد............................... لبخند بزن :وقتی داری میری دانشگاه.... چون خیلی ها آرزو دارن درس بخونن.
لبخند بزن :چون تنت سالمه..... چون خیلی ها حاضرن کل ثروتشونو بدن تا خوب شن
لبخند بزن :چون زنده ای. و میتونی توبه کنی. ولی خیلیا مردنو رفتن....
لبخند بزن..................................................................... از دکتر علی شریعتی پرسیدند :به نظر شما چه لباسی را به زن امروز بپوشانیم?
دکتر فرمودن :نمیخواهد لباسی بدوزید وبه زور بر تن زنان کنید, فکر زن را اصلاح کنید, او خودش تصمیم میگیرد چه لباسی برازنده اوست................... خدا
دانشجویی به استادش گفت:
استاداگرشماخدارابه من نشان بدهیدعبادتش می کنم وتاوقتی خدارانبینم آن راعبادت نمی کنم'
استادبه انتهای کلاس رفت وبه آن دانشجوگفت:آیامرامیبینی؟
دانشجوپاسخ داد:نه استاد! وقتی پشت منبه شماباشدمسلما"شمارانمیبینم.
استادکناراورفت ونگاهی به اوکردوگفتتاوقتی به خداپشت کرده باشی اورانخواهی دید........................ تازه فهميدم بازي هاي کودکانه چه حکمت داشتند زوو:تمرين روزهاي نفس گير زندگي الاکلنگ:تمرين ديدن بالا وپايين زندگي سرسره: تمرين سخت بالا رفتن وراحت پايين امدن هفت سنگ:تمرين نشانه رفتن به هدف وسطي: تمرين هميشه در وسط ميدان بودن گل يا پوچ: دقت در انتخاب........
خدا جون لایک تو رو میخواد............................... لبخند بزن :وقتی داری میری دانشگاه.... چون خیلی ها آرزو دارن درس بخونن.
لبخند بزن :چون تنت سالمه..... چون خیلی ها حاضرن کل ثروتشونو بدن تا خوب شن
لبخند بزن :چون زنده ای. و میتونی توبه کنی. ولی خیلیا مردنو رفتن....
لبخند بزن..................................................................... از دکتر علی شریعتی پرسیدند :به نظر شما چه لباسی را به زن امروز بپوشانیم?
دکتر فرمودن :نمیخواهد لباسی بدوزید وبه زور بر تن زنان کنید, فکر زن را اصلاح کنید, او خودش تصمیم میگیرد چه لباسی برازنده اوست................... خدا
دانشجویی به استادش گفت:
استاداگرشماخدارابه من نشان بدهیدعبادتش می کنم وتاوقتی خدارانبینم آن راعبادت نمی کنم'
استادبه انتهای کلاس رفت وبه آن دانشجوگفت:آیامرامیبینی؟
دانشجوپاسخ داد:نه استاد! وقتی پشت منبه شماباشدمسلما"شمارانمیبینم.
استادکناراورفت ونگاهی به اوکردوگفتتاوقتی به خداپشت کرده باشی اورانخواهی دید........................ تازه فهميدم بازي هاي کودکانه چه حکمت داشتند زوو:تمرين روزهاي نفس گير زندگي الاکلنگ:تمرين ديدن بالا وپايين زندگي سرسره: تمرين سخت بالا رفتن وراحت پايين امدن هفت سنگ:تمرين نشانه رفتن به هدف وسطي: تمرين هميشه در وسط ميدان بودن گل يا پوچ: دقت در انتخاب........
- ۸۰۱
- ۰۶ اردیبهشت ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط