یکی موقع دادن کارنامه ها داشتن میرفتن مسافرت. از دوستش می

یکی موقع دادن کارنامه ها داشتن میرفتن مسافرت. از دوستش میخواد کارنامشو بگیره بهش میگه اگه یه تجدیدی داشتم بگو سعید سلام میرسونه اگه دوتا داشتم بگو سعید وداداشش سلام میرسونه و...
بعد چن روز دوستش زنگ میزنه میگه خاندان سعید همگی سلام میرسونن!!
دیدگاه ها (۵)

ﭘﻨﺞ ﻧﺼﯿﺤﺖ خدابیامرز ﺑﺮﻭﺳﻠﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﺟﻠﻮﮔﯿﺮﯼ ﺍﺯ ﺧﺸﻢ.... . ۱ 字楼室...

از تفریحات من تو دوران بچگی این بود که اب بریزم رو بخاری صدا...

به کورے چشم همه .. ی روز تو شلوع ترین نقطه شهر ...دیونه وار ...

ﻣﯿﮕﻦ ﺗﻮ ﺍﺩﻟﯿﺴﺖ ﻫﺮﮐﺴﯽ ، ﯾﮑﯽ ﻫﺴﺖ ﮐﻪ ﯾﻮﺍﺷﮑﯽ ﺩﻭﺳتت داره ...

من برگشتممممممپارت یکیوری: کوک یه لحظه گوش بده به جای اینکه ...

مافیای عزیز من p9

پارت. 30

#pain#P⁹⁴#Season²کلافگی نفسش رو بیرون میده. اون روز همراه می...

پارت پانزدهم

فیک تهیونگ

دیدار باتو (پارت ۳)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط