اورا
🔹 #او_را ... (۶۵)
بازم برگشتم اینجا !
همون مکان امنی که برام مثل یه قرص آرامبخش عمل میکنه !
حتی بهتر از اون ...❣
نه دیشب برای خوابم دست به دامن آرامبخش شده بودم و نه فکر کنم امشب نیازی بهش داشتم ...!
یه بار دیگه در و دیوارشو نگاه کردم !
هیچ چیز عجیبی نداشت !
هیچ چیزی که باعث آرامشم بشه
امّا میشد !!!
از اولین باری که پامو توش گذاشتم حدود بیست و چهار ساعت میگذشت
امّا خیلی بیشتر از خونه هایی که تو بیست و یک سال عمرم توشون زندگی کرده بودم
برام راحت بود !
💠 ادامه در وب #از_جنس_خاک :
az-jense-khak.blog.ir/post/رمان-او-را-قسمت-شصت-و-پنجم/
بازم برگشتم اینجا !
همون مکان امنی که برام مثل یه قرص آرامبخش عمل میکنه !
حتی بهتر از اون ...❣
نه دیشب برای خوابم دست به دامن آرامبخش شده بودم و نه فکر کنم امشب نیازی بهش داشتم ...!
یه بار دیگه در و دیوارشو نگاه کردم !
هیچ چیز عجیبی نداشت !
هیچ چیزی که باعث آرامشم بشه
امّا میشد !!!
از اولین باری که پامو توش گذاشتم حدود بیست و چهار ساعت میگذشت
امّا خیلی بیشتر از خونه هایی که تو بیست و یک سال عمرم توشون زندگی کرده بودم
برام راحت بود !
💠 ادامه در وب #از_جنس_خاک :
az-jense-khak.blog.ir/post/رمان-او-را-قسمت-شصت-و-پنجم/
- ۲.۱k
- ۲۵ مهر ۱۳۹۷
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط