دوست داشتنِ یک نفر ، مثل نقلِ مکان کردن به یه خونه ست ...

دوست داشتنِ یک نفر ، مثل نقلِ مکان کردن به یه خونه ست ...
اولش عاشقِ همه یِ چیزهایی میشی که برات تازگی دارن . هر روز صبح از اینکه میبینی این همه چیز بهت تعلق داره حِیرانی . بعد به مرورِ زمان ، دیوارها فرسوده میشن . چوب ها از بعضی قسمت ها پوسیده میشن و میفهمی که عشقت به اون خونه به خاطرِ کمالش نیست !
بلکه به خاطرِ عیب و نقص هاشه .
تمامِ سوراخ سُنبه هاش رو یاد میگیری . یاد میگیری چطور کاری کنی که وقتی هوا سرده ، کلید تویِ قفل گیر نکنه . یا دَرِ کمد رو چطور باز کنی که جیرجیر نکنه . اینا رازهای کوچیکی هستن که خونه رو مالِ آدم میکنن ...

#دلنوشته_های_من
#به_افق_عشق
#عشاق_بخوانند

نمیدانم از نور آفتاب است یا از #طو ،
فقط میدانم صبح بخیرهایت دنیاي
مرا نوراني میکـند 🌞 .

#صبحت_بخیر_عزیزم

#𝑺𝒆𝒕𝒂𝒓𝒆𝒉
#𝑯𝒂𝒛𝒓𝒂𝒕𝒆𝑬𝒔𝒉𝒈𝒉
#𝒋𝒂𝒅𝒐𝒐𝒈𝒂𝒓𖣘
#𝑺𝒉𝒐𝒈𝒉𝒆𝑵𝒂𝒇𝒂𝒔
دیدگاه ها (۰)

دلتنگیسهمِ ترسو هاست....آنان که شجاعندگوشی را بر میدارندشمار...

من نمی‌فهمم چرا هیچ ڪس نمینویسداز مردهــا، از چشم‌ها و شــان...

''براے من هیچکدام از عکسهایتتکرارے نیستند''شده ساعتها زل بزن...

می‌گفت:ببین من آدم دروغ و دغل بافتن نیستم.نمیگم تو اولیمی، ب...

پارت۷همون شب - اتاق ساکورا🍑: (نشسته روی تخت با چشمای شیطونی)...

My professor Part:97چقدر این روزا با احساس درک" شدن غریبه شد...

مرد سایه ۱۵

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط