بهم گفت : " چرا شبها نمیخوابی ؟! "

بهم گفت : " چرا شبها نمیخوابی ؟! "
چیزی نگفتم ...
دوباره پرسید : " چرا از خوابیدن میترسی ؟ چرا فرار میکنی ؟ "
ایندفعه تو چشماش نگاه کردم و بهش گفتم : " تو خواب چیزایی رو میبینم که تو واقعیت زندگیم نیستن و این منو اذیت میکنه ...
نمیدونم چرا بعد اون شب دیگه حتی خودشم نمیخوابید ...!💙
دیدگاه ها (۳)

#in_your_eyespart_9۴ویو کایلاشب شده بودبعد انجام کارام رفتم ...

وقتی...(پارت دوم)

part49. . یونجون بعد دوش گرفتن و پوشیدن لباساش با موهای خیس ...

🖤My little girl~» 🖤دختر کوچولوی من~» 🖤Part به دستام زل زدم.....

گل خونی پارت 41: چرا  میری تازع داشتیم حرف میزدیم - باید گوش...

در جست و جوی خاطرات پارت ۱۸

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط