مشتِ من را وا کن؛

مشتِ من را وا کن؛
قلب من را با خود ، راهی دریا کن.
حسِ من را دریاب،
قلب من را حس کن؛
شعرک من کال است
تو بیا ، یا اینکه ، پخته اش با غم کن
هر چی خواهی می کن
لیک جانا یک روز
در شبی یا صبحی ، یا که ظهری مرموز
مشتِ من را وا کن،
قلب من را با خود، راهی دریا کن.
دیدگاه ها (۱۱)

سناریو جونگکوک

╔════════════════════════════╗پارت ۱۰۸ | «یک روز دور از همه....

استی: لینو، بگو... این حرکت 🤙🏻 یه اسپویلره، نه؟ پادشاه اسپوی...

ℳ𝒴 𝒹𝒶𝓇𝓀 ℎℯ𝒶𝓇𝓉 ... (:🖤Part : three _ منو کار داشتین آقای لی ؟...

پارت 180

عاشقانه های شبنم

رهاییرهایی یعنی دیگر برای نگه‌داشتن چیزی که رفتنی است، خودت ...

اعتیاد من بهت.

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط