شهر به وقت حضور غایب تو
شهر به وقت حضور غایب تو
دختری که هر روز تصویر تو را به نگاه خیره اش الصاق می کندو هر شب سرِ فردا پیدا شدنت بر سرِ دلش قمار می کند...
گم کرده که باشی لی لی می کنی تمام شهر را...
این خیابانها راشعر می نویسی جای خالی اش را...،
مبادامبادا رد پایش از دهان بیفتد...
مبادا این نوستالژی ها در دهن دره های دیازپام،به خواب رود... می دانی این شهر در تاریخِ نبودنت دهکده ای ست متروک آنسوی تمدن این شهر در بیانِ پس زدنت تعریفِ نامتعارفِ معنای زندگی ست... یعنی تو پیوسته تکثیر می شوی در شعری که به ناف شاعری بسته می شودکه هرگز فرصتی برای جهانی شدن نخواهد داشت... آری به نظامی بگو که بنویسدمجنون گاهی دختری می شود که به جای دست روی دست گذاشتن تنهایی اش
تمام شهر را موشکافی می کند..شاید یک بوسه از آن ِ او باشی...
دختری که هر روز تصویر تو را به نگاه خیره اش الصاق می کندو هر شب سرِ فردا پیدا شدنت بر سرِ دلش قمار می کند...
گم کرده که باشی لی لی می کنی تمام شهر را...
این خیابانها راشعر می نویسی جای خالی اش را...،
مبادامبادا رد پایش از دهان بیفتد...
مبادا این نوستالژی ها در دهن دره های دیازپام،به خواب رود... می دانی این شهر در تاریخِ نبودنت دهکده ای ست متروک آنسوی تمدن این شهر در بیانِ پس زدنت تعریفِ نامتعارفِ معنای زندگی ست... یعنی تو پیوسته تکثیر می شوی در شعری که به ناف شاعری بسته می شودکه هرگز فرصتی برای جهانی شدن نخواهد داشت... آری به نظامی بگو که بنویسدمجنون گاهی دختری می شود که به جای دست روی دست گذاشتن تنهایی اش
تمام شهر را موشکافی می کند..شاید یک بوسه از آن ِ او باشی...
- ۱.۰k
- ۰۵ مهر ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط