حوالی همان روزهایی که آمده بودی درعالم رویا ابرخاط
حوالی همان روزهایی که آمده بودی ، درعالم رویا ، ابرخاطره برروی خواب هایم سایه انداخته بود.
ابرهای سیاه وسپیدی که تنها ارمغان تاریک و روشن روزگارم بودند .
حضور آدمهای خاکستریی که ماحصل آنها،کابوس های شبانه ام را به یادگار نهاده بود .
من آن روزها ازکابوس هایم گفتم و تو با من پیمان ماندن بستی .
من روایتگر خاکستری های منزجزکننده زندگیم بودم و تو با من عهد ماندن بستی .
گفته بودم از ابرهای خاکستری آسمان زندگیم هراسانم !!!
پس چرا شبیه ترینشان شدی ای عهد شکن روزهای خوش زندگیمان؟!
ابرهای سیاه وسپیدی که تنها ارمغان تاریک و روشن روزگارم بودند .
حضور آدمهای خاکستریی که ماحصل آنها،کابوس های شبانه ام را به یادگار نهاده بود .
من آن روزها ازکابوس هایم گفتم و تو با من پیمان ماندن بستی .
من روایتگر خاکستری های منزجزکننده زندگیم بودم و تو با من عهد ماندن بستی .
گفته بودم از ابرهای خاکستری آسمان زندگیم هراسانم !!!
پس چرا شبیه ترینشان شدی ای عهد شکن روزهای خوش زندگیمان؟!
- ۴۱۶
- ۰۳ دی ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط