زنده یاد احمد شاملو

زنده یاد احمد شاملو

خس خس گلوی خشک رودخانه شهر من

مرثیه ی مرگ ماهی های قرمز تنگ بلور نوروز بود

و برگ های زرد و نارنجی درختان بی ریشه

سر مشق اولین روزهای مدرسه من بود

وقتی با برف های پارک آدم برفی می ساختیم

هرگز در اندیشه آب شدن آدمکی به آن بزرگی نبودیم

تنها حقیقت درسهای مدرسه این بود که

"مرد با داس آمد"
تقدیم به مردم بی دفاع شنگال
دیدگاه ها (۱)

زنده یاد احمد شاملو : اکنون زمان گریستن است ، اگر تنها بتو...

آدما مثل عكس هستن زيادی كه بزرگشون كنی كيفيتشون مياد پايين

مروارید اشک هایی در سوگ ملوانان بی باز گشت

وه‌ره‌ ئه‌ی هاوڕێیه‌ دڵ برینداره‌که‌م.ئه‌ی وه‌کوو من دڵشکاو ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط