شده با خواندن بیت غزلی گریه کنی؟

شده با خواندن بیت غزلی گریه کنی؟
یاکه در حسرت حس بغلی گریه کنی؟

به دلت بارشی از غم ,به لبت خنده زنی
ظاهرت شاد نشان داده ولی گریه کنی؟

خنده ی تلخ کند ,زرد شود رخسارت
شهره ی شهر شوی و مثلی ;گریه کنی؟

هوس بوسه ای از لعل لبش داشته و
بهریک بوسه ی قند و عسلی گریه کنی؟

شده دیدار رخش را به دلت وعده دهد-
نکند وعده ی خود را عملی گریه کنی ؟

بعد دیدار شود, شهر دلت زلزله خیز
یا غرورت شکند چون گسلی گریه کنی؟
دیدگاه ها (۱)

پشت این پنجره باران قشنگی ست گلم حال من ، حالِ پریشانِ قشنگی...

از رابطه هایی که انتظار کشیدن رو براتون دردناک می کنه بترسید...

چشم‌هایت را به ‌چه تشبیه کنم؟درست مثل یک شعر نا تمام میمانند...

بدهم تکیه به تو شانه شدن را بلدی؟گرمی ثانیه ای خانه شدن را ب...

شده با خواندن بیت غزلی گریه کنی؟یاکه در حسرت حس بغلی گریه ک...

شده با خواندن بیت غزلی گریه کنی؟یاکه در حسرت حس بغلی گریه کن...

شده با خواندن بیت غزلی گریه کنی؟یاکه در حسرت حس بغلی گریه کن...

شده با خواندن بیت غزلی گریه کنی؟یاکه در حسرت حس بغلی گریه کن...

شده با خواندن بیت غزلی گریه کنی؟یاکه در حسرت حس بغلی گریه کن...

شده با خواندن  بیت غزلی گریه کنی؟   یاکه در حسرت حس بغلی گری...

شده با خواندن بیت غزلی گریه کنی؟ یاکه در حسرت حس بغلی گریه ک...

شده با خواندن بیت غزلے گریه ڪنی؟یاکه در حسرت حس بغلے گریه ڪ...

تو بگـــو من چه کنم  روحو  روانم باشیسر به دامان تو و گرمی ج...

آنچه در چشم تـو دیـــــدم، غــزلی هست عجیـبحـرف هــای شکــری...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط