تو را نگاه می کنم که خفته ای کنار من پس از ...

تو را نگاه می کنم که خفته ای کنار من پس از تمام اضطراب عذاب و انتظار من تو را نگاه می کنم که دیدنی ترین تویی و از تو حرف می زنم که گفتنی ترین تویی من از تو حرف می زنم شب عاشقانه می شود تو را ادامه می دهم همین ترانه می شود کاش به شهر خوب تو مرا همیشه راه بود راه به تو رسیدنم همین پل نگاه بود مرا ببر به خواب خود که خسته ام از همه کس که خواب و بیداری من هر دو شکنجه بود و بس
دیدگاه ها (۱)

NHدلتنگے میکنــــــــــم...ولـــــے حـــــق نـــــدارم بهانہ...

NHتنها شدن را دوسـت دارم، غار دارے ...؟جایے براے خلوتـ بسیار...

روزی پشیمان می شوی ، آن روز خیلی دیر نیستروزی که دیگر قلب من...

NHمن شبیه کوهم امّا از وسط تا خورده امتو تصوّر می کنی چوبِ خ...

پارت ۳+*با صدای جیغش از خواب بیدار میشم. اول فکر می کنم اشتب...

پارت بیستم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط