رفتم از کوی تو، لیکن عقبِ سر نگران!!

رفتم از کوی تو، لیکن عقبِ سر نگران!!
دیدگاه ها (۲)

درویش را نباشد برگ سرای سلطان!

شهری اندر هوس ات سوخته در آتش عشق!!

خیلی دلم گیره، خیلی گرفتارم، خیلی دوستت دارم، دوس...

باز شب و ذوق تمنایِ من !روی تو و چشمِ تماشای من،شعله ور از «...

❣هوایِ کویِ تو از سر نمی‌رود آری غریب را دلِ سرگشت...

#شعر_معاصر 🍂به کویت با دل شاد آمدم با چشم تر رفتمبه دل امید ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط