آن روز قلب خسته ی من در تلاطم بود

آن روز قلب خسته ی من در تلاطم بود
در لابلای پیچش گیسوی تو گم بود


پیش فروغ چشم های میشی ات ، آری ،
خورشید هم آن روز یک سوءتفاهم بود

#م_افشاری_راد
دیدگاه ها (۶)

تاب رخ یار من نداری ای گلجامه چه دری رنگ چه آری ای گلسودت نک...

رسیده‌ها چه غریب و نچیده می‌افتندبه پای هرز علف های باغ کال‌...

دل گوشت‌ پاره‌ای که بجنبد به سینه نیستمنگر چنین ز چشم حقارت ...

تو که کیمیا فروشی نظری به قلب ماکنکه بضاعتی نداریم و فکنده ا...

𝑴𝒚 𝑳𝒐𝒗𝒆نور ماه روی بدن اون تو میرقصید شب شد و هر کسی به خانه...

☆ راند اخر ☆part 17ویو بعدشام..... ات: جونگکوک رفت بیرون گفت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط