اگر دنیا خزان گردد ... اسیر غم نمی گردم ...

اگر دنیا خزان گردد ... اسیر غم نمی گردم ...
زمین هم آسمان گردد ، از عشقش کم نمی گردم ...
به جز راهش ، نمی جویم ... به جز نامش ، نمی گویم ...
به جز او در پی یاری ، در این عالم نمی گردم ...
سخن رانی مکن جانا ، که من درمان نمی گیرم ...
ببین کورم ... کرم ! بشنو ... که من آدم نمی گردم ...
تو شیرینی و من تلخم ، تو همراهی و من هرگز ...
برای هیچ کس جز او ، دمی همدم نمی گردم ...
من آن گلبرگ مغرورم که می میرم ز بی آبی ...
ولی با ذلت و خواری ، پی شبنم نمی گردم ...
چه شیرین است، اندوهش ! غمش ! دردش ! جراحاتش !
شفایم را نمی خواهم ، پی مرهم نمی گردم .....

دیدگاه ها (۱)

وقتے خیس از بارون به خونه رسیدمبرادرم گفت: چرا با خودت چتر ن...

و تو ای بانو...به تو مینویسم...به تو که در گذر زمان شکستی..ب...

زمان کمک می کند به رنجهایت عادت کنی،زمان کمک می کند صبور باش...

شایان واردن کیه

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط