نیامدن هم

نیامدن هم
اندازه ای دارد جانم
انتظارش بی مزه می شود
و آدمیزاد می ماند
با عشقی نخ نما شده
که دیگر
هیچ کجای دل
جایش نیست
دیدگاه ها (۱)

با همین نیمه همین معمولی ساده بسازدیر کردی نیمه ی عاشق ترم ر...

اذیت میکنه وقتی یکی رو توی قلبت داریاما نمیتونی توی آغوشت دا...

نــوشـتہ هـایـمگــریــبـان گــیـرتــــــمےشـونـد روزےآنـقـدر...

باید مرد باشی تا بفهمی...میان چند میلیارد آدم، یکی را دوست د...

هر قدم،تمرینی برای رسیدن به آن وعده‌ای است که دل‌ها سال‌هاست...

ای ساربان! آهسته رو کآرام جانم می‌رود...وآن دل که با خود داش...

مادرهاشبیہ نخ تسبیح می مانند ...بہ نسبت دانہ‌هاڪمتر خودنمایـ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط