حسینم...

حسینم...

مضطر و سرگردان

سرم را سردست گرفته ام

تا کجا به پیشگاه تواش تقدیم کنم

خون تابناک بی تابم را میان زندان تن به

بند کشیده ام
تا کجا به جاذبه ی لاهوتی تو, این کهنه خانه ی خاکی درهم شکند و پرستوی سرخ بارگاه تو شود...

بر من سخت است بودن و با تو نبودن
تلخست زنده بودن و زندگی نکردن
هستن به لفظ, هستن به معنا راه نبرده
مرگ بی وقفه ی ابدیست...
حسینم
این سوخته را بی خویش مخواه...
دیدگاه ها (۱)

🔴 بسیارجالب:🔸 پسر: پدر چرا بعضی ها با اسلام مخالف هستن؟ 🔹 پ...

⭕ ️ مطلب ِ آزاد و کمی طنز😄 🔸 پسر: پدر چرا بعضی ها با اسلام م...

«قهرِ حَد: ترازِ خونینِ بهرام محمدی با مافیایِ غارتگر»گزارهٔ...

ادیت آماده خدمت شما عزیزان🤩🔥♡ ㅤ  ❍ㅤ     ⎙ㅤ   ⌲ ˡᶦᵏᵉ  ᶜᵒᵐᵐ...

شروع فعالیت پیجمون

وای-فای ادیت وارد می‌شود شروع بزرگ مافعلا ادیت عکس و ساخت پو...

موکبانگ .......دختر کیوتهॐ๏ اگه از اکسپلوری یه سر به پیجم بز...

ادیت آماده خدمت شما عزیزان🤩🔥♡ ㅤ  ❍ㅤ     ⎙ㅤ   ⌲ ˡᶦᵏᵉ  ᶜᵒᵐᵐ...

ادیت آماده خدمت شما عزیزان🤩🔥♡ ㅤ  ❍ㅤ     ⎙ㅤ   ⌲ ˡᶦᵏᵉ  ᶜᵒᵐᵐ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط