صبر دل را چه کنم ، چون تو قرارم باشی
صبر دل را چه کنم ، چون تو قرارم باشی
دیدگانم چه شود ، اشک بهارم باشی
غم عشقت که چنان ، طاقتی از جانم برد
آه... از لحظه ی غم ، گر تو کنارم باشی
چشم،بر دیده ی تو ، تا که مگر از نگهت
بوسه باران غزل ، بر شب تارم باشی
عشق ، تنها اثری بر دل عاشق باشد
طرحی از نور کشم،چون تو نگارم باشی
دست در دست تو و آبی احساس غزل
شور شیدای غزل ، مونس و یارم باشی
می نویسم به دلم ، آبی احساس تو را
آه...ای ماه بتاب ، مطلع شعرم باشی
دیدگانم چه شود ، اشک بهارم باشی
غم عشقت که چنان ، طاقتی از جانم برد
آه... از لحظه ی غم ، گر تو کنارم باشی
چشم،بر دیده ی تو ، تا که مگر از نگهت
بوسه باران غزل ، بر شب تارم باشی
عشق ، تنها اثری بر دل عاشق باشد
طرحی از نور کشم،چون تو نگارم باشی
دست در دست تو و آبی احساس غزل
شور شیدای غزل ، مونس و یارم باشی
می نویسم به دلم ، آبی احساس تو را
آه...ای ماه بتاب ، مطلع شعرم باشی
- ۳.۷k
- ۳۱ مرداد ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط