سرم و میخواستم بیارم پایین ولی با دستش نذاشت
سرم و میخواستم بیارم پایین ولی با دستش نذاشت
داشت با چشماش کل صورتم رو چک میکرد که چشماش رو لبم مکث کرد
سر شو آورد نزدیک تر که
پایان ویو ات
(راوی)=
کوک سرشو میبرد جلو همین که میخواست لب ات رو ببوسه
ته:کوک کجایی؟
ات وقتی دید در باز شد سریع از کوک جدا شد
کوک همونجوری که بود مونده بود و ته با تعجب نگاه میکرد کوک با عصبانیت سرشو برگردوند و
_بهت یاد ندادن در بزنی
ته:ببخشید انگار بد موقع اومدم
ات وقتی اینو میشنوه لپاش سرخ میشه وسرش رو پایین میگیره
_چی میخوای
ته:اممم..... یکی از افراد فرار کرده
_چی
کوک از اتاق میره بیرون
داشت با چشماش کل صورتم رو چک میکرد که چشماش رو لبم مکث کرد
سر شو آورد نزدیک تر که
پایان ویو ات
(راوی)=
کوک سرشو میبرد جلو همین که میخواست لب ات رو ببوسه
ته:کوک کجایی؟
ات وقتی دید در باز شد سریع از کوک جدا شد
کوک همونجوری که بود مونده بود و ته با تعجب نگاه میکرد کوک با عصبانیت سرشو برگردوند و
_بهت یاد ندادن در بزنی
ته:ببخشید انگار بد موقع اومدم
ات وقتی اینو میشنوه لپاش سرخ میشه وسرش رو پایین میگیره
_چی میخوای
ته:اممم..... یکی از افراد فرار کرده
_چی
کوک از اتاق میره بیرون
- ۱۶.۱k
- ۲۵ شهریور ۱۴۰۱
دیدگاه ها (۳۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط