خوب اینجا دیگه میخام تهیونگا بیارم توی رمان و قراره از این به بعد ...

#𝗖𝗶𝗿𝗰𝘂𝘀_𝗕𝗹𝘂𝗲


#𝗣_10



خوب اینجا دیگه میخام تهیونگا بیارم توی رمان و قراره از این به بعد رمان جالب بشه و هیجان تر


ویو تهیونگ

لبه پنجره بودم و دمنوشه مورده علاقم را مینوشیدم و فکر میکردم که چرا اون روز من به سیرک آبی رفتم

یک ماه قبل

تق تق (صدای در)

+بفرمائید
/سرورم
+بگو
/سرورم شما به سیرکه آبی دعوت شدید
+همون سیرکی که خیلی معروف هس؟!
/بله سرورم
+باشه میتونی بری
/با اجازه
تا کمر خمم شد و رفت


روزی که تهیونگ به سیرک رفت

ویو تهیونگ

همش نگاهم به ی پسر بود ک خیلی خوش گل و کیوت بود(جونکوک منظورشه)

(اگه متوجه نشدید پارته 2 و 4 را دوباره بخونید)

که روشا تابوند به اون طرف ولی بازم نگاهش کردم ک جونگ جو وون امد پیشم

/سرورم از این طرف بیاین ک بریم بشینیم که الان نمایش شروع میشه


با جونگ جو وون رفتیم روی یه صندلی نشستیم و برنامه شروع شد


پایان ویو تهیونگ

بعده اینکه نمایش تموم شد به سمته قصر حرکت کردیم در کالاسکه

like: 10
بوس بهتون
حمایت یادت نره😊🥺
دیدگاه ها (۱)

هایییییچطورینببخشید ک چند وقت نبودم

سلام چطورین؟ یه چیزی خاستم بهتون بگم خوب چیزی که میخاستم بگم...

هایییییی بچه ها چون حمایتتون کم شده فعالیت ندارم اصلن اگه حم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط