دیگــر منتظــر کســی نیستــم!

دیگــر منتظــر کســی نیستــم!


هــر کــه آمــد،

ستــاره از رویــاهــایــم دزدیــد!


هــر کــه آمــد،

سفیــدی از کبــوتــرانــم چیــد!


هــر کــه آمــد،

لبخنــد از لــب‌هــایــم بــریــد!


منتظــر کســی نیستــم!


از ســر خستگــی در ایــن ایستگــاه نشستــه‌ام . . .





رسول یونان
دیدگاه ها (۶)

ایـــن روزهــا هـوا خیلی غبـار آلـود است ، گـرگ را از سگ نم...

دُنیــــا پر از آدماییه که... یه روزی به یه نفر گفتن... من...

من آدم نرفتن ام، آدم دوست موندن، یا اصلن آدم دیر رفتن ام، خی...

خطاهایی را بخشیده ام که تقریبا نابخشودنی بودند . تلاش کردم ...

🔶در کتاب محاسن مرحوم برقی در باب سی و هشت چندین روایت را در ...

امروز به ایستگاه متروی کرج رفتم و چیزی که دیدم عجیب بود !یک ...

من آن دیوارِ بلند و صبور بودم که در برابرِ هجومِ تندبادها، ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط