چندشاتی جین

چندشاتی جین

part 1

مثل هر روز..
لباسی که بهش داده بودن‌رو پوشید...
خیلی باز بود..‌اون‌فقط یه تیکه پارچه بود...

ولی مجبور بود که بپوشه.‌‌
یه شرکت خیلی کوتاه و تنگ و یه لباس سفید حلقه ای دکمه ای نازک، که یقه اش کلا باز بود و خط سینه اش‌معلوم میشد..

واقعا داخل لباس راحت نبود...

از اتاق‌پرو بیرون رفت...

به سمت منیجر رفت و گفت..

+میشه یه لباس دیگه بدی...

منیجر با تعجب پرسید

×این لباست واقعا زیباست و هیکلتو خیلی خوب نشون‌میده..

+ولی اذیت میشم... این لباس برای جلب توجه میپوشن... من‌نمیخوام‌اینو‌بپوشم

×ات.. چاره ای نداری..‌سریع برو میکاپت کنن تا من میکروفون و اینا رو درست میکنم..

ات با بی میلی به سمت‌میکاپ‌آرتیست ها رفت و شروع کردن به میکاپ کردنش..

بعد از ۳۰ دقیقه،
آرایش و درست کردن موهاش، به سمت منیجر رفت‌‌

منیجر میکروفون سفید رنگی‌رو بهش داد..

×خیل خب.. اینجا وایسا تا ببرنت بالا

نفس عمیقی کشید و وایساد..
سکو باز شد و ات به بالا رفت...

صدای جیغ طرفدار ها شنیده بود..
لایت استیک های روشنشون..

ات لبخندی زد..
ولی هنوز داخل لباس راحت نبود!..

آهنگ‌پلی شد و ات شروع کرد به خوندن و رقصیدن همراه دنسر ها..

همینطور که میخوند و میرقصید، به جمعیت‌نگاه کرد و دعا دعا میکرد جین نیومده باشه...

ولی از شانس بدش...
اَه... جین دقیقه صندلی جلو، با صورت اخمو نگاه میکرد..

ات یه لحظه یخ زد..
ولی سریع خودشو جمع و جور کرد تا اجرا خراب نشه
دیدگاه ها (۱۹)

چندشاتی جینpart 3ات با ترس سوار ماشین شد..جین سوار شد و محکم...

چندشاتی جینpart 4+جین‌.. هق.. چندبار‌بگم من خودم‌انتخاب نکرد...

چندشاتی جونگکوکpart 4+کوک.. هق.. خیلی بدی.. -خفه شو .. میدون...

چندشاتی‌جونگکوکpart 3با قیافه ی عصبی و نگران‌کوک مواجه شد..+...

𝘞𝘩𝘦𝘯 𝘵𝘩𝘦 𝘩𝘦𝘢𝘳𝘵 𝘤𝘢𝘭𝘭𝘪𝘯𝘨 𝘶𝘴 𝘱𝘢𝘳𝘵:27☆روز عروسی☆*بانوی من....+بی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط