آگهی های ترحیم روزنامه ای را خواندم و با خودم گفتم

آگهی های ترحیم روزنامه ای را خواندم و با خودم گفتم،،،

چرااین قدر دکتر،مهندس، مدیر شرکت، استادو،،،
فوت می کنند،،،

اما وقتی از قیمت چاپ آگهی ترحیم در داخل روزنامه با خبر شدم،،،

فهمیدم فقرا بی صدا میمیرند،،،
دیدگاه ها (۵)

یک بار طعم عشق را چشیده اممزه ی تلخ قهوه سیاه می داد!تپش قلب...

چرا عاشقِ بے بدیلش شدمخدایا چرا من ذلیلش شدممگہ حق من بهترین...

معلم گفت: "ﻓﻌﻞ ﺭﻓــــــــــــــــــــﺖ" ﺭﺍ ﺻﺮﻑ ڪُﻦ...ﮔﻔﺘﻢ: ﺭ...

میدونی رفیق از چی دلم گرفته،،،؟ڪﺴﺎﯾﯽ ڪﻪ ﺑﺎﻫﺎﺷﻮﻥ یه ﺭﻧﮓ ﺑﻮﺩﻡ ...

درمان من

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط