تو حال خودم بودم که یهو دستی لایه موهام رفت سریع فاصله گر

تو حال خودم بودم که یهو دستی لایه موهام رفت سریع فاصله گرفتم یه مرد بنظر میومد مست بود که نزدیکم اومدو گفت:
مَرده(مَرده😂🤣🤣): به نظر هرزه خوبی به نظر میای
مرد هیکلی بود تا اومدم یه چک بهش بزنم دستمو تو هوا گرفت
مَرده:نه مثل اینکه باید ادبت کنم
دستمو کشید سمت یکی از اتاقا
ویو جونگ کوک:
امشب میخواستم با پسرا بریم بار وقتی رسیدیم ماجرا اون دختره که نقاب میزدو بهشون گفتم چون به خانوادش گفتم اوناهم درخواستمو بدون فکر قبول کردن با پسرا کلی شوخی کردیم که یهو چشمم خورد به یه دختری که نقاب داشت و یه پسر داشت مزاحمش میشد که یهو به زور دستشو گرفت و داشت میکشیدش به امید اینکه اون دختر نقاب داره باشه رفتم حمله ور شدم سمت پسره
ویو ا/ت:
داشت دستمو می‌کشید که یهو یکی حمله ور شد سمتش که پسره پا به فرار گذاشت

ا/ت:خیلی ممنون

جونگ کوک:قابلی نداشت

بعدش سریع اونجارو ترک کردم وقتی رسیدم خونه دیدم مامان بابام نشستن دارن حرف میزنن

ا/ت:بابا،چیزی شده

پ.ا:...............

سیسیا پارت اول من شرط گذاشتم ۱۰ تا لایک
ولی متاسفانه حمایت نشد برا همین اینبار شرط ۵ تا لایک میزارم دیگه خدایی کمه و دیگه خلاصه دوستون دارم تا پارت بعدی باییییی🎀🐺
دیدگاه ها (۵)

ازدواج پر حاشیه من پ.ا:سلام دخترم بیا بشین میخوایم باهات صحب...

نه جدی جدی تو کدومشون بودی🤣🎀 تو کامنتا حتما بهم بگین عشقای م...

سیسیا اگه اسم بیماریارو بلد بودین حتما تو کامنتا بگین بهم بو...

پارتی هام روی پشت بوممثل هارلی پر حرارت!🤌

هزار و یک شب پارت ۱ویو مینسوداشتم با کای صحبت میکردم (کای دو...

#ارباب_من#پارت_پنججونگ کوک: تو بیخود کردییی(داد) حالا هم  گم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط