يارو خسيس بوده؛
يارو خسيس بوده؛
صبح از خواب پا مي شه به زنش مي گه:
«خانم دوتا تخم مرغ بپز من ميرم بالا پشت بوم اين آنتن رو درست کنم.»
مي ره بالا پشت بوم پاش ليز مي خوره و ميافته پايين....!!!!!
وسط راه که داشته مي افتاده داد مي زنه:
«خانم يکي بپز ... يکي بپز!»
صبح از خواب پا مي شه به زنش مي گه:
«خانم دوتا تخم مرغ بپز من ميرم بالا پشت بوم اين آنتن رو درست کنم.»
مي ره بالا پشت بوم پاش ليز مي خوره و ميافته پايين....!!!!!
وسط راه که داشته مي افتاده داد مي زنه:
«خانم يکي بپز ... يکي بپز!»
- ۲۸۵
- ۰۲ تیر ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط