VAMPIRE
VAMPIRE
Part 31
بخشی از پست قبل👇🏻
روی ا/ت خم شد و یکی از سینه هاشو به دهنش گرفت و اون یکی رو به بازی...
.
هیونجین پرده ا/ت رو زد و ا/ت خونریزی داشت که همین باعث درد زیادی توی ناحیه شکم و رحم ا/ت میشد
اما هیونجین هنوز ارضا نشده بود و هنوز نتونسته بود نیازشو براورده کنه...همینطور که ضربه های آروم اما سنگینی میزد سعی میکرد با به دهن کشیدن لبای ا/ت و فرو کردن زبونش داخل دهنش ناله هاشو خفه کنه و بیشتر از کارش لذت ببره
(پرش زمانی)
ا/ت بخاطر ضعیف بودن بدنش دیگه طاقت نداشت و بدنش تحمل اینهمه درد رو نداشت و بیهوش شد اما هیونجین بدون توجه بهش بعد از چند ضربه ی سنگین ازش بیرون کشید و کنار ا/ت دراز کشید و جسم بی حال اونو توی بغلش کشید و سرشو فرو کرد توی گردن ا/ت و مک میزد که حاصل این مک زدنا لکه های بنفش و ارغوانی بود
ـ
(ساعت ۲ ظهر)
ویو هیونجین
با صدای باز و بسته شدن در از خواب بیدارم شدم که دیدم ا/ت رفت داخل حموم از جام بلند شدم و رفتم سمت حموم میخواستم در بزنم ولی صدای گریه های ا/ت باعث شد از انجام دادن کارم دست بکشم بدون معطلی در حموم رو باز کردم رفتم داخل که دیدم توی خودش جمع شده و داره اشک میریزه رفتم و گرفتمش تو بغلم
_شیشش دختر کوچولوم گریه نکن
+د...درد دارم(گریه)
_ببخشید نمیخواستم انقد درد بکشی
+ح....حالا چیکار ک..کنم؟ خون...خونریزی دارم ن..نکنه چیزیم شده
_نه نه تو چیزیت نشده قشنگم این عادیه که خونریزی داشته باشی پرنسسم
+م...مطمئنی؟
_اره حالا بیا یه دوش ابگرم بگیریم و بریم یکم استراحت کن(لبخند)
آیا این همون هوانگ هیونجین سابقه؟ کسی که فقط برای چشیدن خون خاص با ا/ت ازدواج کرده بود و الان انگار داره بخشی از زندگیش میشه و کم کم قراره کل قلبشو تسخیر کنه
کسی از چیزی با خبر نیست شاید ا/ت یروزی ملکه ی هیونجین بشه یا فقط بازیچه ی دستش....
.
.
بعد از ۱۵ مین هردو از حموم خارج شدن و هیونجین کمک کرد که ا/ت روی تخت دراز بکشه و کمی استراحت کنه و خودشم برای کاری رفت به دفتر کارش
توی راه داشت به این فکر میکرد که نکنه عاشق ا/ت شده باشه؟ همش به خودش میگفت...نه هوانگ هیونجین تو نباید عاشق اون دختر بشی اولاً که اون یه انسانه و در حد تو نیست و بعد از چند سال میمیره و دوماً تو فقط اونو بخاطر خونش نیاز داری و اینکه الان باهاش خوابیدی بخاطر این بود که حق همسری تو بود.....اره پس مشکلی نیس پسر به خودت بیا
ادامه دارد🦇.......
شرایط برای آپلود پارت بعد: ۳۵ لایک و ۳۰ کامنت
Part 31
بخشی از پست قبل👇🏻
روی ا/ت خم شد و یکی از سینه هاشو به دهنش گرفت و اون یکی رو به بازی...
.
هیونجین پرده ا/ت رو زد و ا/ت خونریزی داشت که همین باعث درد زیادی توی ناحیه شکم و رحم ا/ت میشد
اما هیونجین هنوز ارضا نشده بود و هنوز نتونسته بود نیازشو براورده کنه...همینطور که ضربه های آروم اما سنگینی میزد سعی میکرد با به دهن کشیدن لبای ا/ت و فرو کردن زبونش داخل دهنش ناله هاشو خفه کنه و بیشتر از کارش لذت ببره
(پرش زمانی)
ا/ت بخاطر ضعیف بودن بدنش دیگه طاقت نداشت و بدنش تحمل اینهمه درد رو نداشت و بیهوش شد اما هیونجین بدون توجه بهش بعد از چند ضربه ی سنگین ازش بیرون کشید و کنار ا/ت دراز کشید و جسم بی حال اونو توی بغلش کشید و سرشو فرو کرد توی گردن ا/ت و مک میزد که حاصل این مک زدنا لکه های بنفش و ارغوانی بود
ـ
(ساعت ۲ ظهر)
ویو هیونجین
با صدای باز و بسته شدن در از خواب بیدارم شدم که دیدم ا/ت رفت داخل حموم از جام بلند شدم و رفتم سمت حموم میخواستم در بزنم ولی صدای گریه های ا/ت باعث شد از انجام دادن کارم دست بکشم بدون معطلی در حموم رو باز کردم رفتم داخل که دیدم توی خودش جمع شده و داره اشک میریزه رفتم و گرفتمش تو بغلم
_شیشش دختر کوچولوم گریه نکن
+د...درد دارم(گریه)
_ببخشید نمیخواستم انقد درد بکشی
+ح....حالا چیکار ک..کنم؟ خون...خونریزی دارم ن..نکنه چیزیم شده
_نه نه تو چیزیت نشده قشنگم این عادیه که خونریزی داشته باشی پرنسسم
+م...مطمئنی؟
_اره حالا بیا یه دوش ابگرم بگیریم و بریم یکم استراحت کن(لبخند)
آیا این همون هوانگ هیونجین سابقه؟ کسی که فقط برای چشیدن خون خاص با ا/ت ازدواج کرده بود و الان انگار داره بخشی از زندگیش میشه و کم کم قراره کل قلبشو تسخیر کنه
کسی از چیزی با خبر نیست شاید ا/ت یروزی ملکه ی هیونجین بشه یا فقط بازیچه ی دستش....
.
.
بعد از ۱۵ مین هردو از حموم خارج شدن و هیونجین کمک کرد که ا/ت روی تخت دراز بکشه و کمی استراحت کنه و خودشم برای کاری رفت به دفتر کارش
توی راه داشت به این فکر میکرد که نکنه عاشق ا/ت شده باشه؟ همش به خودش میگفت...نه هوانگ هیونجین تو نباید عاشق اون دختر بشی اولاً که اون یه انسانه و در حد تو نیست و بعد از چند سال میمیره و دوماً تو فقط اونو بخاطر خونش نیاز داری و اینکه الان باهاش خوابیدی بخاطر این بود که حق همسری تو بود.....اره پس مشکلی نیس پسر به خودت بیا
ادامه دارد🦇.......
شرایط برای آپلود پارت بعد: ۳۵ لایک و ۳۰ کامنت
- ۱۲.۰k
- ۲۲ فروردین ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۳۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط