بزن نی

بزن نی

بزن نی ای عزیز دلنوازم
که با درد وغم نی من بسازم
میون دشت وصحرا وبیابون
گذر کردم ببینم یار نازم

زمونه ای زمونه ای زمونه
بدون دنیاچنین هرگزنمونه
خدا یاری کنه طاقت بیارم
اگرچه رفته یار من ز خونه

نمیدونم چرایارم نیومد
غروب شد دلبر نازم نیومد
ندارم یار و دلداری خدایا
چراغمخوار و همرازم نیومد

غریب وبی کس وتنها نشینم
الهی داغ دلبر را نبینم
الهی که عزیزم زنده باشه
غم ودرد وبلای او نبینم

امان از درد ودوری وصبوری
امان از هجریار و درد دوری
امان از اه وحسرتهای دلبر
غم هجر وغم یار وصبوری

خدایا طاقت قلبم سر اومد
چراامشب عزیز دل نیومد
چرایارم سفرکرد ازکنارم
عزیز ودلبر نازم نیومد

بزن نی چاره دل ساز نی بود
همیشه همره دل ساز نی بود
که بی سامان شده اینک دل من
انیس ومونس دل ساز نی بود
دیدگاه ها (۳)

((بسم الله الرحمن الرحیم))یک شبی در زمهریر ازراه دوردرمیان ک...

الهی به مستان میخانه‌اتبعقل آفرینان دیوانه‌اتبه نور دل صبح خ...

الهی به مستان میخانه‌اتبعقل آفرینان دیوانه‌اتبه دردی کش لجهٔ...

دعوا بالاخره تموم میشه، عصبانیت هم میخوابه.مشکل اون حرفیه که...

یه مثال از انقلاب خودمون بزنیمگفتیم حرف از وحدت سر موضوعات م...

نسبت بزنیم؟کسسرد دو روزه ای فقط بیو میدی میمیری کام‌ نزار

«منشورِ اعظمِ دکترینِ حَد: استنطاقِ آنتولوژیکِ ساختار و اِعا...

«منشورِ اعظمِ دکترینِ حَد: استنطاقِ آنتولوژیکِ ساختار و اِعا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط