چیزی از عشق بلاخیز نمی‌دانستم

چیزی از عشق بلاخیز نمی‌دانستم
هیچ از این دشمن خونریز نمی دانستم

عشق اگر پنجره‌ای باز نمی‌کرد به دوست
مرگ را اینهمه ناچیز نمی‌دانستم....
دیدگاه ها (۰)

مرا در "آغوشت" بگیرآغوشتمانند تکه‌ی "آخر پازل"مرا "کامل" میک...

‌اما گاهی کسی برایتعزیزتر از خودت می شودو برای دل اومی مانیح...

جانم فداي زلف توآن دم كه پرسمتكاين چيست؟موي بافته!گويي كه دا...

بیا، بماندوستم نداشتی هم خیالی نیستمن به اندازه جفتمان دوستت...

تشخیص دوست و دشمن دیگه از این آشکار تر؟لحظه ای که بی وطنی سل...

🎥 📛کلیپ بسیار تکان دهنده چرا انسان وقتی می میرد چشم و دهانش ...

غروب که شد ،هرجای این شهر آهنی بودی خودت را به خانه ام برسان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط