.حالم از حال شب شعرم جداست، اما کجاست ؟؟؟.

.حالم از حال شب شعرم جداست، اما کجاست ؟؟؟.

.حال دل اما نمی دانم
کجاست، در اوج هاست.
.حبس در رویای شیرین شب دیوانگی.

.فرق دراحساس وحسرت، در سکوت،فریادهاست.

.شعله ی اشوب منم ، در قلب تو خیمه زدم.
.هان بترس، در ظاهر ارام من اشوب هاست.
.عمق زیبایی فریاد خموشم نیستی.
.روح خونسردتوام، فتنه دران سرکوب هاست.

.حالم از شوق صدای خواندنت پر می کشد.
محو چشمانم شدی ؟؟؟با منظره بیگانه هاست!!!!
.من غزل را بی صدا در گوش تو نجوا کنم.
.لحظه ها را بر دلیل و منطق وباور عزیزم، فرق هاست.
.حال من ویرانه ایست، طاقتم را طاق نیست.
.ساز را کوک کرده ام, بر باد رفته این، ایین هاست.

.حال دل عشقست و دل بر منطقش بدجور سوار
.تو سوار بر بادی و ، اشکم روان در چشم هاست.....
دیدگاه ها (۱)

صــدای گـریـه‌ام امشـب بلنـدتـر شده استولی چه سود در او، گری...

صدایم کن،نگاهم کن، که عشقت کرده ویرانمدو چشمان قشنگت ، آتشی ...

دلتنگ دلتنگم !! هر کس جای من بود "می برید" اما ..!!من هنوز "...

عاشقانه ترین شعرم راروزی در آغوش تو خواهم سرودآنروز که طبیعت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط