درد!وفا داری بی ارزش!

درد!وفا داری بی ارزش!
عشق خنده داروگاهی ناسزا!
فرار هم چاره ساز نیست!
كافیست او بفهمد دل درگرو چشمانش نهادی....گویی باید به پیشواز فاتح مغروری بروی و با پیشكشهایی بیشمار او را راضی نگه داری!
رضایتی كه زود گذر است و درد وقتی اوج میگرد كه میفهمی فاتح مغرور ماندنی نیست و فقط برای لگدكوب كردن دلت آمده!
ازغرورت یاری بخواه و بایست!قبله گاهت را اشتباه گرفتی!!
زانو نزن او قدیس تو نیست عشقی نیست كه فداكردن جانت هم ذره ای در دل سنگش اثركند!برخیز وبه اشك راه ببند و بر ستم گر لبخندبزن!چرخ ستم را پاسخ میدهد! آنكه روزی شیشه شفاف دلت را كه جز وفا نپیموده به ستم میشكند جز رها كردن پاسخی نیست!
دیگری به اونشان میدهد فرق زر با كیمیای دروغین!!
دیدگاه ها (۹)

عشق اتوبوس بود هر كسی را دید سوار كرد به " تنهایی " رسید هم...

دروغ هایت کلافه ام می کند اینکه هر بار بخواهم بسازم تو را حو...

وقتی آغوشت را به روی آرزوهایم باز می كنی آنقدر مجذوب گرمای ...

زادگاه وتاریخ تولد هیچكس در هیچ نقشه و تقویمی نیست . چراكه آ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط