من از مستی هراسم نیست ، از آن مستان بی مقدار می ترسم !

من از مستی هراسم نیست ، از آن مستان بی مقدار می ترسم !
ز عشق هرگز نترسیدم ؛
گریزانم از آن عاشق که یک دل دارد و یکصد هزار دلبر !!
و نام عشق را بر خاک میمالد ... و هر دم در خیال خویش تمنای نگار تازه ای دارد !!!
ز تنهائی مرا پروا نبود هرگز ؛
از آن تن ها ...که بر تن میزنند چنگی ز
نامردی ...گریزانم !!!!
در این آشفته بازار رفاقت ها ... به دنبال رفیقی ناب میگردم
زهی باطل خیالم را ...که من مخمور و اینک
*در پی یک خواب میگردم...*
دیدگاه ها (۱۴)

زندگی کردنبه همین راحتی ها نیستباید باشدبهانه هایی کهنبودشان...

خندیدن یک نیایش است.اگر بتوانی بخندی، آموخته ای که چگونه نیا...

به من میگن خیلی مغروری..بهم میگن خیلی احساس خود بزرگ بینی دا...

پرنده هایی که روی شاخه نشستند، هرگز ترس از شکستن شاخه ندارند...

من از مستی هراسم نیست،ازآن مستان بی مقدارمی ترسم!زعشق هرگز ن...

من از مستی هراسم نیست ، از آن مستان بی مقدار می ترسم ! ز عشق...

من از مستي هراسم نيست ، از آن مستان بی مقدار مي ترسم !ز عشق ...

من از مستي هراسم نيست ، از آن مستان بی مقدار مي ترسم !ز عشق ...

من از مستی هراسم نیست ، از آن مستان بی مقدار می ترسم ! ز عشق...

من از مستی هراسم نیست ، از آن مستان بی مقدار می ترسم !ز عشق ...

من از مستی هراسم نیست ، از آن مستان بی مقدار می ترسم ! ز عشق...

من از مستی هراسم نیست ، از آن مستان بی مقدار می ترسم ! ز عشق...

من از مستی هراسم نیست، از آن مستان بی مقدار می ترسم!ز عشق هر...

من از مستي هراسم نيست ، از آن مستان بی مقدار مي ترسم !ز عشق ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط