من از مستی هراسم نیست ، از آن مستان بی مقدار می ترسم !
من از مستی هراسم نیست ، از آن مستان بی مقدار می ترسم !
ز عشق هرگز نترسیدم ؛
گریزانم از آن عاشق که یک دل دارد و یکصد هزار دلبر !!
و نام عشق را بر خاک میمالد ... و هر دم در خیال خویش تمنای نگار تازه ای دارد !!!
ز تنهائی مرا پروا نبود هرگز ؛
از آن تن ها ...که بر تن میزنند چنگی ز
نامردی ...گریزانم !!!!
در این آشفته بازار رفاقت ها ... به دنبال رفیقی ناب میگردم
زهی باطل خیالم را ...که من مخمور و اینک
*در پی یک خواب میگردم...*
ز عشق هرگز نترسیدم ؛
گریزانم از آن عاشق که یک دل دارد و یکصد هزار دلبر !!
و نام عشق را بر خاک میمالد ... و هر دم در خیال خویش تمنای نگار تازه ای دارد !!!
ز تنهائی مرا پروا نبود هرگز ؛
از آن تن ها ...که بر تن میزنند چنگی ز
نامردی ...گریزانم !!!!
در این آشفته بازار رفاقت ها ... به دنبال رفیقی ناب میگردم
زهی باطل خیالم را ...که من مخمور و اینک
*در پی یک خواب میگردم...*
- ۴۸۵
- ۱۷ تیر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط