بسم الله. . .

بسم الله. . .
این پست را آرام و آهسته لب خوانی کن مرا!!! میشود؟!

بر نوشتن امروز من ، خرده مگیر !!!

برای اولین بار است میخواهم به صراحت تمام میان حجمه ی کلمات سرد ، فریاد بزنم و بگویم:

حال من هیچ خوب نیست!!!

نمیدانم چرا ، صبحی که با بی انگیزگی هرچه تمام تر بر میخیزی ، اطرافیان ات تصور میکنند تو. . .

در تمام طول شبی که گذشت بر حسب عادت همیشگی ات پاکی دل صفحه های نازک دفتر ات را با سیاهی جوهر نشسته در قلم سردت به زیر سوال بردی!!!


گاهی مثل امروز ،. . .

حالم را که میبینند حرفی برای این اطرافیان باقی نمی ماند ، نمی دانند چه بگویند یا نگویند!!!

فقط برای ابراز وجود خود تمام بی انگیزگی ام را در نگاهی کوتاه به اوراق نوشته شده بر روی میزم و در یک جمله خلاصه اش میکنند ::


دلارام؟! باز هم؟؟!! چه شده دختر؟!!

تا به خود می آیی و جوابی در قبال سوالاتشان پیدا کنی ، سرت را که بالا میگیری دیگر ، نمی بینیشان !!!

اما ، سخت در اشتباه اند !!!

دلایل محکم تر و قاطع تری برای این بد بودن حال و خالی بودن از زندگی برایم وجود دارد که تنها. . .
دل کوچکم میداندشان و بسسسس!!!

این گونه نوشتن برایم هیچوقت آسان نبود! نیست ! به گمانم نخواهد بود !

سخت است !!!
گاهی حتی نمیتوانم حرف های خودم را تنها برای خودم در خلوت خودم بنویسم!!!

سخت است !!!
گاهی نمیتوانم قلم را دست بگیرم و حتی بگویم :بسم الله. . .
چه کنم؟نگران حال چشمان دفترم هستم!!!

بگذریم. . .!!!

هفت سالم بود !!
دخترکی بودم بازیگوش با موهایی خیلی بلند ( ^_^ )
شیطنت هایم زیاد بود !!! خیلی زیاد !!!
مگر کسی باورش میشد که نامم دل آرام است؟!!!
آرام؟؟! دل آرام ؟؟! دختر تو آرامی مگر؟...

گاهی. . .

شیطنت هایم که از حد میگذشت ، گوشه ای در همان حوالی نزدیک بابا مینشستم!
ناگهان. . .
عاقل و سر به زیر میشدم!!!! و بعد. . .
نیم نگاهی به چشمان غضب آلود بابا میکردم و تند چشمانم را میچرخاندم به سمت سقف خانه مان!!
لب بر میچیدم و با کمی ناز دخترانه برای پدر. . .
خشم حاصل از بازیگوشی هایم را از چهره اش می ربودم و به راحتی هر چه تمام تر گره از ابروان در هم رفته اش میگشودم!

و چنان قهقه ای سر می دادیم که تن سکوت آغشته به خشم چند لحظه قبل میلرزید و فرو می ریخت. . .( ^_^ )

آری گفتم : هفت ساله بودم!

تازه الفبا را شناخته بودم( ^_^ )

خاطرم هست همه سی و دو حرف را که شناختم. . .

هر شب در عزلت خود با شوقی خاص و کمی هم چاشنی اشک چشم می نوشتم::

باز هم موی مرا ، مادرم شانه زده...(^_^)

ورق بزن روزهای گذشته ات را !!
خاطرت هست کدام شعر کتاب فارسی را میگویم؟!
هنوز هم زیر لب می خوانمش!!
عجب لذتی دارد برایم تکرار مکررش!!

بار ها از من پرسیده شد :
دلارام؟!
چرا این عکس را برای فایل ات انتخاب کردی؟
تنها توانستم بگویم:دوستش دارم!!!

اما الان بهتر است بگویم :
چون شبیه به من دلارام است! دلارام یازده سال پیش نیز این گونه لب بر می چید و اخم پدر را گره میگشود!(^_^)
با اندک نگاهی بر چهره اش خاطرات کودکی ام جان میگیرد!

کمی دیگر حوصله کن ! حرف دارم ...

این جا کلبه افکار دختریست آرام و صبور با تلخی ها مأنوس است و تنهایی قلمش را میخراشد و نوشتن دغدغه های روح اش را. . .

سه تاری دارم محزون ولی وفادار چونان دل خویش!
و زغالی به رنگ سیاهی چشمان دلبر برای تابلو های سیاه قلمم و گاه. . .
اگر حوصله ای باشد و مجالی ، هر از گاهی معرق هم کار میکنم...

موسیقی و هنر به ذات ، تنها رفیق شفیق من بعد از خدا در روزهای سخت تنهایی بودند و هستند!!

ورای موسیقی و هنر باید بنویسم وگرنه کلمات میمانند و میگریزند از ذهن تب آلودم
حرف هایی که مینویسم از جنس همان حرف هایی است که هر کسی برای نگفتن دارد!!!
حرف هایی که پاره های بودن آدمی اند. . .

روال پنج شنبه هایم همین است ! همین!
در نوشته هایم خلاصه میشود!
تو ببخش پراکنده گویی کردم و حوصله ات را به در!

میدانم که مرا شناختی. . .
با همه بد بودنم سینه چاک عشق به حسینم
با تمام بد بودنم همیشه از عمق وجود خواسته ام سرم نذر ارباب بی سر باشد
و با همه ی خوب و بدم از تو حلالیت میطلبم.

خرق عادت من است هر از گاهی عاجزانه میخواهم مرا از ته دل ببخشی دوست من.

ان شاء الله این مخلص حقیر به طلوعی دگر قلم فرسایی کنم به عشق حضور.
در پناه حق

***دلارام***
پنج شنبه
1392/12/2
دیدگاه ها (۳۱)

بسم الله. . . "ش" مثل ---> شیمیاییبه گمانم امثال من ...

آری از پشت کوه آمده ام!. . .چه میدانستم اینور کوه باید براي ...

آ ا ا ا قای اسرائیـــل !!!!!در خبــــــرها شنیدم که می خواهی...

بسم الله. . .دیشب علیه خودم اعتصاب کردم !!یک اعتصاب درونی. ....

روز خبرنگار

روزی خواهم نوشت از تو .از آن چشمان بلورین از آن نگاه های خشک...

نمی خواهم شکایت کنم. شکایت جنسش فرق دارد با غر زدن...آدم شاک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط