Accidentally yours

Accidentally yours


جلسه برگزار شد.

اعضای تیم مشکلات قرارداد و نقشه رو با جونگکوک و شریک پروژه ، آقای مین ، در میون گذاشتن و قرار شد همه و اشکالات رفع و کمبود ها تامین بشه.

جلسه تموم شده بود

اعضا یکی یکی اتاق رو ترک کردن و فقط آقای مین ، جئون و ا.ت توی اتاق بودن.

آقای مین سکوت رو شکست.

"خانم کیم از همکاری باهاتون خیلی خرسندم."

دختر لبخند کوتاه و رسمی ای به لب زد .

"همچنین ."

مین بعد از خداحافظی اتاق رو ترک کرد.

جونگکوک نگاهی به ساعتش انداخته .

"خانم کیم وقت استراحته. میتونم حضورتون رو در کنارم داشته باشم؟"

ا.ت کمی جا خورد .

البته دفعه ی اولش نبود که جئون اون رو شگفت زده می‌کرد.

"البته "

همراه همدیگه به سمت فود کورت رفتن.

بعد از گرفتن سفارش هاشون پش میز گرد انتهای سالن نشستن.

جونگکوک از نگاه ا.ت میخوند که میخواد حرفی بزنه ولی از گفتنش مطمئن نیست.

"اتفاقی افتاده؟"

دختر لحظه ای هول کرد.

"چی....نه..نه چیزی نشده ...فقط ....فقط..."

نفس عمیقی کشید و به چشم‌های مشکی پسر روبه روش خیره شد.

"میخواستم بدونم که...که وقتی اون ویس رو فرستادم.... عصبانی نشدین؟"

"راستش اول که ویس رو گوش کردم عصبی شدم . انگار که تمام باور هایی که داشتم یه شبه نابود شده بود . راستش ...."

لحنش مطمئن نبود .

"آقای جئون نیاز نیست حتما...."

"نه اشکالی نداره. خب ... من توی خانواده خیلی سخت گیری بزرگ شدم . وقت هایی که همسن هام دنبال خوش گذرونی بودن من توی کلاس های درس شرکت می‌کردم با این وجود باز هم از پدرم محبتی ندیدم و این.... سخت بود. همیشه فکر می‌کردم اگه مثل اون رفتار کنم .... اگه منم اهمیت ندم همچی درست میشه . ولی بدتر شد و من نفهمیدم تا وقتی ....تو اون ویس رو فرستادی."

مکث کوتاهی کرد.

"تو اون ویس رو فرستادی و من فهمیدم که .... اطرافیانم به من احترام نمیزارن، اونا ...اونا از من میترسن."

ا.ت نمیدونست چی بگه .

این اولین بار بود که جونگکوک اینقدر رو راست حرف می‌زد.



عذر میخوام بابت تاخیر
دیدگاه ها (۳)

بگید

Accidentally yours__________________ساعت از یازده گذشته بود ...

::forced love::Part 5::خدمتکار: اقای جئون قرار داشتن، رفتن ب...

آتیشی که از بارون شروع شدprt23ویوی ا. توقتی به آپارتمان رسید...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط