‌‌‌‌‌ 

‌‌‌‌‌ 

ڪاشڪے
پنجه‌ی من در شب
گیـسوی پُر پیچ توراهے می‌جست



#حمید_مصدق
دیدگاه ها (۱)

چشم‌های تو..💞 فرآیند اکسیژن را به همراه داردمن از نگاه به چش...

تـو رها در من ومن محو سراپای توامتــو همه عمر من ومن همه دنی...

در جهان غصه کوتاهی دیوار مخور حسرت کاخ رفیق و زر بسیار مخور ...

.بـباف آغـوشـت را بــه آغـوشـــــــــمزمســـتان سخــتیدر راه...

پنهانت میکنم ...پشت پلک شب !زیر سایه ی شمعدانی ها !دردهان صن...

(شبِ اَوّل رسیده، گُلِ ماتَم دَمیدهنگاهِ مادرِ تو، منو این‌ج...

درازای ِغزل های نهفته در سکوت شب به پایان رسید آوای ِدل انگی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط