مافیا ی من

مافیا ی من
(پارت ۱۷)
"ا.ت"
واوووو فکر نمیکردم مافیا ها همچین جای قشنگی زندگی کنن. گرچه که فقط ظاهرش قشنگه باطنش اصلا قشنگ نیست.
رفتم به آدرسی که بهم گفت و در زدم. یه خونه بود مثل خوابگاه ها. در زدم و منتظر موندم تا در و باز کنن. که یه دختر خوشگل از پشت در نمایان شد.
دختره: سلام شما؟
من: سلام من خدمتکاره جدیدم.
یهو یه برقی تو چشاش اومد و گفت :
دختره: واقعا؟ چرا منتظری بیا تو.
با تعجب رفتم داخل اولش یه راهرو بود که چند تا اتاق داخلش بود داخل اتاق اولی رفت و گفت :بیا تو.
دنبالش رفتم که دو تا دختره دیگه هم داخل اتاق بودن و رو تخت نشسته بودن. فقط یه تخت داخل اتاق بود. احتمالا بقیه روی زمین میخوابن. چه بد.
با صدای همون دختره اولیه به خودم اومدم که گفت: خوب بچه ها این خدمتکار جدیده (بعد رو به من گفت) اوه راستی اسمت چیه؟
من: ا.ت اسمم ا.ت
دختره: خوشبختم اسم منم یوری
بعد به اون دوتا دختر دیگه اشاره کرد و گفت: اسم اون دختر سمت راستیه ها_یونه میتونی یون صداش کنی و اسم اون دختر سمت چپیه هم میونگ میتونی یونگ صداش کنی.
هه چه جالب فقط باید یه "گ" اضافه کنم خخخخ.
من: از آشنایی با شما خوشبختم.
بچه ها با هم: همچنین.
دیدگاه ها (۲)

براتون پارت گذاشتم حال کنین. ولی ببخشید که کمه 😔دیگه به دلم ...

سلام گلای من 😊❤یه خبر خوب 😍و یه خبر بد دارم 😔خبر خوب اینه که...

گفتم آشناست 😂❤

دیدی رفتی تنها شدم :(💔

Love in the dark①⑦بدون چتر رفتم بیرون ا/ت: گونگ گیگونگ گی: ب...

Love in the dark①③*چهار ماه بعد*نشسته بودم رو کاناپه و داشتم...

P²زمان همه چیز را تغییر می‌دهد داخل خونه(اتاق کوک)ویو ا/توقت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط