بیا خانه ای بسازیم

.
بیا خانه ای بسازیم
با دست های خودمان
نقاشیِ اتاق و ایوانش با من
معماریِ مهندسانه اش با تو
روی ایوانش
روی تمام دیوار هایش
بذر گل های رنگی میپاشیم
و بذر ها با نمِ بارانی که فضا را معطر میکند و خورشیدی که عشق می تاباند گُل میدهند...
دیوار هایش را آجر به آجر بالا می آوریم تا برسد به سقف آرزوهایمان
اصلا ،نه!!
آرزوهایمان که سقف ندارند
خانه ای بدون سقف میسازیم و شب ها ستاره ها را روی دامنم میچینم و تو با صدای گیرایت برایم شاملو بخوان...
زندگی به همین زیباییست
فقط کافیست که تو باشی...
دیدگاه ها (۱)

.قصه از همین جا شروع شد همینجا که من از پیله دلتنگی رها شدم ...

.نقاش هادلشان که از آدم ها میگیرد با مداد رنگی به جان کاغذ ه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط