پارت: ۴ / دختر کوچولوی جونگکوک

پارت: ۴ / دختر کوچولوی جونگکوک

꧁꧁꧁꧁꧂꧂꧂꧂꧂꧂
ویو هنوز کوک
مرا پا به فرار گذاشتن برگشتم دیدم دختره از ترس داره گریه میکنه حوصله ی بچه مچه هارو ندارم ولی نخواستم ناراحتش کنم بغلش کردم و بهش گفتم
کوک: اروم چیزی نیست رفتن
ا. ت: تو... ههق کی.. هستی ههقق.؟
کوک: من جونگکوکم
ا. ت: چرا.. کمکم کردی؟
کوک: وجدان دارم
ا. ت: خب حالا برو دیگه
کوک: کجا برم تنهات بزارم؟
ا. ت: اره دیگه نپس میخوای منو ببری خونت 😏
کوک: ایده ی خوبیه 😊
ا. ت: چییییییی 😳
ا. ت میخواست بره که کوک ستش رو گرفت و بلندش کردو گذاشتش تو ماشین
ا. ت: هوییییییی ولم کننننننننن هوییی
کوک: هیششش کوچولو نترس بهت کاری ندارم 😏
ا.ت: تروخدااااا هققق
.
.
.
.
.
میدونم کمه ولی حمایت ها هم کمه حمایت ها بیشتر بشه پارت های بعد رو میزارم 😘
دیدگاه ها (۰)

لباس ا.ت

پارت: 3/دختر کوچولوی من ꧁꧁꧁꧁꧂꧂꧂꧂꧂꧂ ویو ا. ت چی.. یعنی چیی؟ ...

#p11:اسم فیک =بوسه ای برای شروع دوباره(ویو کوک): دیدم داره ا...

فیک کوک پدر خوانده جذابم پارت دوم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط