خلوت که می کنیم،

خلوت که می کنیم،

من و خیالت را می گویم،

برایش از روزانه هایم می گویم، او برایم از آمدنت.

من برایش از آرزوهایم می گویم، او برایم از آمدنت.

می خندم به اینهمه یکدندگی، می خندد به آشفتگی هایم.

هر شب کارمان همین شده؛

خیالت عجیب در این حوالی هوایت را دارد!
دیدگاه ها (۱)

طبیعت

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❶❶_بخش اول_بله، به تو احتیاج دارم. زیرا تو تنها ک...

✦ اولین گناه ✦فصل سی‌ونهم: باغِ ما---سال‌ها بعد.عمارتِ دِه‌گ...

عاشقانه های شبنم

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷②⑦ زیبایی برایم معنایِ واحدی ندا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط