رفتم پیش هیون و

رفتم پیش هیون و
+هیون هیون
_چیشده ا.ت
+کوک
_کوک چی
+تیر خورده
_باشه آروم باش بدو بریم
بچه ها رو گذاشت تو ماشین
و رفتیم به بیمارستان رسیدیم
تو ای سی یو بود
+هیون
_ا.ت نگران نباش حالش خوب میشه
+بچه ها
_ا.ت به من نگاه کن ببین کوک خیلی قویه
خیلی زود میاد و با بچه هاش وقت میگذرونه
+واقعا
_اوهوم بهم اعتماد  کن
رفتم بغل هیون
کوک تو کما بود پدر مادرش حالشون خوب نبود
(۶ ماه بعد )
ویو هیون
گفتن هیچ شانسی دیگه نیست
این حس ترس از دست دادن خیلی حس چرتیه
من میترسم که برادرم که قاتل زن و بچم بود
رو از دست بدم
دکتر اومد سمتمون
÷=یه شانس هست مگه نه
+آقای دکتر یه چیز بگید
؟غم آخرتون باشه بیمار رو از دست دادیم
دکتر اینو که گفتم مامان بیهوش شد
ا.ت هم تو شک بود
+هق هق میتونم ببینمش
؟بله از این طرف
دیدگاه ها (۳)

پارت اخر

سلام خب اینو بگم که واقعا منم مثل شما خیلی ناراحتم اما امیدو...

به احترام مونبین یه مدت فعالیت نمیکنیم🕊🖤

_اصلا دیگه نمی‌خورم +مرسی لیوان گذاشت کنار و رفتیم خوابیدیم ...

هرزه ی حکومتی پارت ۹ا/ت : ....کوک چرا مست کردی . نگرانکوک : ...

هرزه ی حکومتی پارت ۸ کوک : ...بلدی غذا درست کنی؟ ا/ت : آرههه...

"سرنوشت "p,28..ویو کوک *.با این حرفم جیهوپ اومد بغلم کرد ......

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط