chapter 2
chapter 2
p8
و سیاهی
ساعت ها گذشت و هیچکس از حال تهیونگ باخبر نبود
جونگ کوک با تاسف به خونه ی مشترکشون برگشت این روزها که حال تهیونگ تعریفی نداشت
جونگکوک نمیگذاشت که تنها جایی بره، از ترش اینکه بلایی سرش بیاد...
حالا بعد ۴ ساعت اومده بود خونه
اولین باره که صدای ناله ی تهیونگ نمیاد ، نکنه باز رفته و کار دست خودش داده
جونگکوک با ذهنی پر از سوال به سمت کافه بار عمارت رفت ... تهیونگ اونجا هم نبود ، توی دستشویی رفت نبود، توی اتاقش نبود ، کم کم داشت از نگرانی سکته میکرد که نگاهش به در تراس افتاد
در باز بود پرده ی خاکستری با نسیم باد تکون میخورد و سر تهیونگ روی زمین دیده مشد
بدو بدو یه سمت تراس رفت و تهیونگ رو کول کرد
کوک: الو نامجون کجایی دوباره اتفاق افتاد
نامی: بکم صبر کن میایم آلام
کوک: ممنون و قطع کرد
وبعد ۱۰ مین نامی رسید
نامی : دوباره ؟
کوک: عا اره دوباره اتفاق افتاد ..... بیا ببریمش دکتر مخفی
نامی و کوک ،تهیونگ رو بردن به سمت دکتر ، دکتری که مخصوص آلفا و امگا ی مافیا بود .....
حیح
از حمایت ها راضی نیستم ......
تهیونگ رو بکشم؟ عالی میشه نع؟حیح
p8
و سیاهی
ساعت ها گذشت و هیچکس از حال تهیونگ باخبر نبود
جونگ کوک با تاسف به خونه ی مشترکشون برگشت این روزها که حال تهیونگ تعریفی نداشت
جونگکوک نمیگذاشت که تنها جایی بره، از ترش اینکه بلایی سرش بیاد...
حالا بعد ۴ ساعت اومده بود خونه
اولین باره که صدای ناله ی تهیونگ نمیاد ، نکنه باز رفته و کار دست خودش داده
جونگکوک با ذهنی پر از سوال به سمت کافه بار عمارت رفت ... تهیونگ اونجا هم نبود ، توی دستشویی رفت نبود، توی اتاقش نبود ، کم کم داشت از نگرانی سکته میکرد که نگاهش به در تراس افتاد
در باز بود پرده ی خاکستری با نسیم باد تکون میخورد و سر تهیونگ روی زمین دیده مشد
بدو بدو یه سمت تراس رفت و تهیونگ رو کول کرد
کوک: الو نامجون کجایی دوباره اتفاق افتاد
نامی: بکم صبر کن میایم آلام
کوک: ممنون و قطع کرد
وبعد ۱۰ مین نامی رسید
نامی : دوباره ؟
کوک: عا اره دوباره اتفاق افتاد ..... بیا ببریمش دکتر مخفی
نامی و کوک ،تهیونگ رو بردن به سمت دکتر ، دکتری که مخصوص آلفا و امگا ی مافیا بود .....
حیح
از حمایت ها راضی نیستم ......
تهیونگ رو بکشم؟ عالی میشه نع؟حیح
- ۲۱۷
- ۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط