من تنهایی

من تنهایی
زورم به معشوقه هایت نمی رسد
باد
باران
کوچه
رنگین کمان
این گلدان شمعدانی
آن آینه کنار طاقچه

من تنهایی
ولی کارهای زیادی بلدم
مثلا
بیشتر از همه شان
دوستت دارم


حمید جدیدی
دیدگاه ها (۵)

سیبی که در نگاه تو می چرخد آدم را وسوسه می کند بیا از این جه...

همین امشب نوشتم میل کشف و جست و جو دارمدروغی نیست در پشت قسم...

گاه یک سنجاقک به تو دل می بنددو تو هر روز سحر می نشینی لب حو...

وَ فکر کن اگر تو را دوست نداشتم؛چه‌ها که داشتم!خودم را داشتم...

مردی در ساحل...[پارت ششم]روز بعد...از صبح باران ریزی می‌باری...

روزها هرطور که هست می‌گذرند؛ با شلوغی‌های کاذب، با صداهای غر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط