❣به نام مادر❣

❣به نام مادر❣

پابه پای غم من پیر شد و حـرف نـزد...
داغ دید از من و تبخیر شد و حـرف نـزد

شب به شب منتظرم بود و دلش پر آشوب
شب به شب آمدنم دیر شد و حرف نزد

غصه میخورد که من حال خرابی دارم
از همین غصه ی من سیر شد و حرف نزد

وای از آن لحظه که حرفم دل او را سوزاند
خیس شد چشمش و دلگیر شد و حرف نزد

صورت پر شده از چین و چروکش یعنی
مادرم خسته شد و پیر شد و حرف نزد

❣درود بر تمامی مادران ایران زمین❣
دیدگاه ها (۶)

پارت: 29 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*شب فضای خونه از هوای پیست ...

اوچیها شیسویی

بنام مادر" پابه پای غم من پیر شد و حـرف نـزد...!!! داغ دید ا...

بنام مادر" پابه پای غم من پیر شد و حـرف نـزد...!!! داغ دید ا...

"بنام مادر"پابه پای غم من پیر شد و حـرف نـزد...!!!داغ دید از...

"بنام مادر"تقدیم به مادرانپابه پای غم من پیر شد و حـرف نـزد....

"بنام مادر"پابه پای غم من پیر شد و حـرف نـزد...!!!داغ دید از...

"بنام مادر"پابه پای غم من پیر شد و حـرف نـزد...!!!داغ دید از...

بنام مادر" پابه پای غم من پیر شد و حـرف نـزد...!!! داغ دید ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط