پارت

پارت 26🌼

ایلین: خیلی استرس داشتم مامان و بابای شوگا امدن رفتم و درو باز کردم و تعظیم کردم
(علامت مادر شوگا+پدرش_)
+سلام پسرم
تو دیگه کی هستی نمیدونستم یه دخنر با اعضا زندگی میکنه

ایلین: سلام خاله جون من ایلین هستم

شوگا: مامان در مورد ایلین که گفتم دوست دخترم هست

--پسرم این که اصلا شبیه ما کره ای ها نیست 😏

ایلین: من اهل ایران هستم

+عههه حالا هرچی بیاین بریم بشینیم خستمه

ایلین: خاله عمو بفرمایین سر سفره غذا درست کردم

+باشه. این غذاها چیه تو عمرم همچین غذایی ندیدم

ایلین: خاله جون اینا غذای ایرانیه

+نمی خواست اینقدر تدارک ببینی از همچین دخترایی خوشم نمیاد

شوگا: مامان چرا اینجوری میکنی ایلین این همه زحمت کشیده

ایلین: اشکالی نداره شوگا عشقم اروم باش
--عشقم از کی تا الان شده عشقت ولش بهتره غذام رو بخورم

ایلین: مامان بابای شوگا انگار از من خوششون نیومد اعضا غذاهای ایرانی خوردن و اونا هم غذا کره ای انگار خوششون نیومده بود

شوگا: مادر پدرم اصلا با ایلین خوب رفتار نمیکردن و این منو اذیت میکرد اصلا خوشم نیومد

+خوب ایلین خانم خانوادت کجان میدونن الان اینجایی

ایلین: خانوادم ایران هستن و میدونن که من اینجا هستم

--خانوادت نمیخوان بیان کره دیدنت

ایلین: چرا چند وقت دیگه میان

شوگا: خوب پدر مادر نظرتون در مورد ایلین چیه

+خوب راستش من عروس کره ای میخواستم اما تو ایرانی تحویلم دادی بعد این دختر چطور داره بین هفتا پسر زندگی میکنه من نمیتونم قبول کنم بعدم پشت سرم حرف بزنن الان میخوام برم ...
دیدگاه ها (۰)

پارت 27🌼ایلین: وقتی مادر شوگا این حرفا رو زد یه بغض بزرگ گلو...

پارت 28🌼ایلین: میخواستیم با شوگا بریم سر قرار یهو زنگ زد و ق...

پارت25🌼ایلین: با اعضا کلی اهنگ خوندیم اعضا هم از صدام خوششون...

پارت 24🌼ایلین: دو ساعت خوابیدم از خواب پاشدم یهو به زهنم رسی...

🧸Shadow of Love{part 4} 🦋× وایییی باورم نمیشه .... خالمهه .....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط