بـی تو هـوای خانه ام یک چیـز کـم دارد

بـی تو هـوای خانه ام یک چیـز کـم دارد
یـک آسـمان از بـودنـت لبـریز کـم دارد

از در کـه وارد میشـوم میبینـم ایـن پایـیـز
بارانی ات را چـوب رخت آویـز کـم دارد

بانو... نـمیدانـی چقـدر امــروز دلتـنـگـم
مـا را عجیب ایـن روزها پایـیز کــم دارد

مصرع به مصرع خط به خط غم میخورم بانو
ایـن یک قلــم را شاعـرت پرهیـز کم دارد

شب شــد بیـا کـه باز امشب شـانه هایت را
این هق هق و این گریه ی یکریز کم دارد
دیدگاه ها (۲)

صدای پایش آرام آرام به گوشم می رسدچیک چیکگونه ام را بوسیدنم ...

هیاهوی غریب و مبهمی پیچیده در جانمپرم از حس دلگیری که نامش ر...

ﻣﻦ ﭘﺬﯾﺮﻓﺘﻢ ﮐﻪ ﻋﺸﻖ ﺍﻓﺴﺎﻧﻪ ﺍﺳﺖﺍﯾـــﻦ ﺩﻝ ﺩﺭﺩ ﺁﺷـــﻨﺎ ﺩﯾﻮﺍﻧـــــ...

چشمم از نم نم ِ بارانِ خیالِ تو تر استدوستت دارم و اندازه اش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط