باز کن

باز کن

غنچه ی چشمت

که سحرگاه شود

ناز کن دلبرکم

تا که دلم آب شود
دیدگاه ها (۱)

عشق آمد بی امان روح و روانم را ربوداز دل تنهای من، زنگار غم ...

«با تو بودن را دوست دارم»گمان نکنم عبارت بهتری به جز این جمل...

لالاڪڹ دختر زیباےشبنم لالاڪڹ روےزانوےشقایق …بخواب تارنگ ب...

یک دم بیا با عاشقاندستی بچرخان و بروچرخی بزن ، مستی نما،دل ر...

دلم را غنچه کن گر‌میتوانی، پریشان کردن دل ها هنر نیست

تغزّل بسازی اگر با دو چشمتشود کعبه‌ی اهل دنیا دو چشمتمرا از ...

عشق من ناز بکن تا بکشم نازت راعشوه کن تا که بنازم قد طنازت ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط