پرواز به سوی تو ⁦(⁠●⁠♡⁠ part ۵۶♡⁠)⁩

پرواز به سوی تو ⁦(⁠●⁠♡⁠ part ۵۶♡⁠)⁩

درست مثل یک ماهی که از اقیانوس به تنگ رسیده، حال
خوبی نداشت.
اما نمیتونست انکار کنه به تازگی وحشت جدیدی سراغش اومده بود. اینکه یک روز چشم باز کنه و دیگه نه آیرینی کنارش باشه و نه روونی...
اون تازه فهمیده بود توی زندگی قبلیش چقدر تنها بوده اون اعضا رو داشت تا کنارشون از پس سخت ترین تمرینها و کارها بربیاد.
اما تهیونگ به اون دختر هم به همون اندازه نیاز داشت.
میلی که از جانب هیچ کس جز آیرین ارضا نمیشد. و تهیونگ تحت فشار چیزهایی که نمیخواست از دست بده و چیزهایی که از دست داده بود دست و پا میزد و در اون لحظه دلتنگ یه شونه بود به گوش شنوا که فقط بشنوه و بذاره تهیونگ کمی از آشفتگی درونیش رو تخلیه کنه.
کسی مثل جیمین
یا شاید بوگوم؟ به جیمین بهتر می‌تونست حال خرابش رو بگه اما ناچار بود نمی‌تونست باهاش بگیره اون تنها رفیقش بود که می‌تونست درد دلش رو بهش بگه تنها چیزی که الان میخواست حرف زدن با جیمین بود.
***
به اتاق خوابشون سرک کشید.
آیرین در حالی که روون رو در آغوش داشت بلاخره تسلیم خستگی روزش شده بود و به خواب رفته بود. تهیونگ با احتیاط بوسه‌ای روی دست کوچیک روون
گذاشت و پتو رو روی تنهاشون منظم کرد
بعد به آروم کتش رو برداشت و از خونه بیرون اومد. به محض بستن در بوگوم رو نشسته روی پله های جلوی
خونه ش دید.
از زمانی که بهش زنگ زده بود تا حالا که رو به روش قرار
داشت زمان زیادی طول نکشیده بود.
بوگوم از پلاستیک مشکی کنارش بطری سوجو رو بیرون
کشید و یکیش رو به تهیونگ که حالا کنارش روی پله نشسته بود داد بوگوم : روون خوبه؟
تهیونگ بطری رو گرفت و سری تکون داد.
بوگوم با همدردی نگاهش کرد
خودت چی؟
تهیونگ در سوجو رو با صدا باز کرد و جرعه ای ازش نوشید.
تهیونگ : امروز... خیلی ترسیدم جیمی.. یعنی بوگوم
نگاه صادق و پر دردش رو به رفیق سالهای دورش دوخت و دیگه مهم نبود اگر محکم به نظر نرسه چون وقتی باهاش حرف میزد فکر میکرد جیمینه تهیونگ : میتونست امروز توی بغلم اتفاقای بدتری براش بیفته و من همه ش دارم به این فکر میکنم که اگر اون بچه داره تاوان گناه های منو پس میده چی؟
بوگوم اعتراض کرد
بوگوم : منظورت چیه؟ احمق نشو کیم تهیونگ. اینا هیچکدوم
تقصیر تو نیست فهمیدی؟
دیدگاه ها (۱)

پرواز به سوی تو ⁦(⁠●⁠♡⁠ part ۵۷♡⁠)⁩دستش رو روی شونه ی تهیونگ...

پرواز به سوی تو ⁦(⁠●⁠♡⁠ part ۵۸♡⁠)⁩بوگوم « بیا اینو بگیر... ...

پرواز به سوی تو ⁦(⁠●⁠♡⁠ part ۵۵♡⁠)⁩که باعث شد روون بلاخره از...

پرواز به سوی تو ⁦(⁠●⁠♡⁠ part ۵۴♡⁠)تهیونگ به آرومی آیرین رو ر...

پارت ۷۱

#گروگان_قلبم #part_31.(و گوشی را قطع کرد ، الفا متعجب به صفح...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط