شدم شبیه یه مسافرغیر قانونے

شدم شبیه یه مسافرغیر قانونے
که به کشورا سفر میکنه
بعد یه مدتے که میگذره
بیرونم میکنن
این روند ادامه داره
تا مسافر از این همه مهاجرت کردن
به کشورا خسته میشه
از اینکه هیشکے نمیخوادش
خسته میشه
کم میاره
نفسش نمیکشه
دیگه جون میده
دغ میکنه وقتے میبینه اوارس
من اوارم
اواره بین همه مردم شهر
اواره میون تمام دل شماها...
دیدگاه ها (۱)

بودنت را دوست دارموقتے؛پنجه در کمرم حلقه میکنے؛وبه آغوشتسفت ...

جاےسرخ؛ بوسه هایت؛بادلم مےگویم...که هواے رابطهگرم بود...اےکا...

دلم مےخواهد "زندگے ام"را موقتا" بدهم دست آدمےدیگر،و بگویم: ت...

زندگے منیعنےشیب خط گردنتوقتےبه پهناے شانه ات مےرسدیعنےرگ برج...

#pain#P⁸⁰#season²قبلا گواهینامه موتور سواری رو گرفته بود و ح...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط